روانشناسی

تئوری انتخاب و روانشناسی!

چگونه تئوری انتخاب را به بهترین نحو به کار بریم؟

طبق تئوری انتخاب  تمامی آنچه ما انجام می دهیم یک رفتار است و هم این‌که همه رفتارها عمدی بوده و از درون ما برانگیخته می گردند . این برخلاف نظر صاحب نظرانی است که می گویند ما در دنیایی از کنترل بیرونی به سر میبریم و به وسیله عوامل خارجی برانگیخته می شویم .

تئوری انتخاب می گوید که همه انسانها , رفتارهای خویش را خودشان انتخاب می نمایند و فشارهای خارجی , در پایان محکوم به شکست می باشند . این تئوری قائل به این است که حتی رفتارها و احساساتی نظیر خشم و افسردگی هم , محصول انتخاب مستقیم یا غیر مستقیم خود ما می باشند هر چند که پس از وقایع ناراحت کننده بیرونی حادث شوند .

در تئوری انتخاب , اشخاص به جای آن که سایر افراد را تحت سیطره و کنترل خویش در آورند تا بتوانند بر رفتار آن ها اثرگذار باشند , همیشه این سؤال را از خویش میپرسند که ( رفتاری که من , اکنون انجام می دهم , آیا مرا به فرد مورد نظر نزدیک می کند یا از وی دور می سازد؟ (

اگر دور می سازد , نباید آن را انجام داد و اگر نزدیک می نماید , می شود انجامش بخشید .

اصول تئوری انتخاب

اصل دیگر تئوری انتخاب این است : صرفا کسی که می میتوانم کنترلش کنم , خودم هستم . اینجانب تنها روی رفتار خودم تسلط دارم نه بر روی دیگران . تنها کاری که من می‌توانم در قبال اشخاص دیگر انجام دهم , ( ارائه داده ها ( به آنهاست نه به کنترل گرفتن زندگی , رفتار , افکار و احساسات شان .

تئوری انتخاب معتقد است که کنترلگری , هم به فرد کنترلگر اسیب می‌زند و هم به شخص تحت کنترل . این رنجی دو سویه است که در سراسر تاریخ بشر استمرار داشته است و اینک می بایست بدان پایان داده شود .

تئوری انتخاب

تئوری انتخاب در عمل چه کاربردهایی دارد؟

از خلاقیت , عشق , ازدواج , تعارض ها و اعتماد تا اموزش , درس و مدرسه و هم محیط کار , از جمله موضوعاتی می‌باشند که ویلیام گلاسر در آنها به تعریف کاربردهای نظریه انتخاب پرداخته است .

البته مثلا یکی از مهم ترین کاربردهای این نظریه , برای تربیت و پرورش فرزندان است .

آموختن نظریه انتخاب از آن جهت ارزشمند است که توسط آن می‏توان به نوعی مهندسی رفتار دست یافت و بچه هایی تربیت کرد که موثرتر و بیش از یک نفر می‌باشند .

مشکلات با فرزندان و دیگر اشخاص از زمانی آغاز می‏شود که تلاش می‏کنیم آن‏ها را کنترل کنیم . انسان ازاد , کسی است که نه سعی دارد کسی را وادار به کاری نماید که نمی‏خواهد و نه به کسی اجازه می‏دهد که او را وادار به چنين کاری سازد و مهم‏تر از همه خود را مجبور به رفتار و روشی نمی‏کند که از آن لذت نمی‏برد .

ویلیام گلاسر معتقد است آن‏چه به فرزندان ما , برای موفقیت در درس و زندگی کمک می‏کند انضباط است , نه مجازات که متأسفانه در بسياري از خانواده‏ ها و مدارس هنوز مجازات , رفتار فرزندان ما‌را هدایت می‏کند .

انضباط یعنی این‏که به فرزندمان اجازه انتخاب دهیم , کمکش کنیم که آگاهانه تعیین نماید و تا انتها راه به انتخاب خود متعهد بماند و ولی مجازات , تبعات رنج ‏آوری است که والدین و مدرسه به نوجوان تحمیل می‏کنند و به او می‏گویند چه فعالیت و رفتاری را انجام ندهد و نمی ‏آموزد که چه عمل یا این که رفتاری را انجام دهد .

فرزند ما با اگاهی از عشق ما به او , کاملاً ارام خواهد گردید و این مهم هیچوقت با انجام عادت های مخرب انتقاد , سرزنش , تهدید , تشر زدن , گلایه , تنبیه و باج‏دادن بدست نمی‏آید .

احتمالا با دانستن اصول اساسی نظریه وی ( علاوه بر نیازها ) , ادراک بهتری از تئوری انتخاب , بدست آورید .

کاربردهای تئوری انتخاب

یک : فقط کسی که ما می توانیم رفتارهایش را کنترل کنیم , خودمان هستیم . . . نه سایرافراد . .

دو : تنها چیزی که بین ما و سایر افراد رد و بدل می شود , داده ها است . این‌که با این داده ها چه کنیم , به انتخاب خودمان وابسته است .

سه : تمام مشکلات روانشناختی بلندمدت , از جنس« مشکلات در رابطه» می باشند .

چهار : مشکل رابطه ای , همیشه جزئی از زندگی کنونی ما است . ما می توانیم از خیلی چیزها آزاد شویم . البته هیچ وقت نمی توانیم سوای حداقل یک رابطه شخصی رضایت بخش , شادمانه معاش کنیم .

پنج : رویدادهای دردناک قبلی , در آن چه امروز هستیم نقش خیلی مهمی ایفا می نمایند . اما مرور دوباره ی آن ها , کمک چندانی به نیاز امروز ما ( بهبودِ ارتباط فعلی مان ) نمیکند .

شش : ما برای تأمین نیازهای ۵ گانه , می بایست یک یا چند تصویر را در دنیای کیفی خود بهبود دهیم . دنیای کیفی بخشی از دنیای ماست که از مهم‌ترین چیزهایی که می‌دانیم و می‌شناسیم ساخته شده شده‌است .

هفت : ما از لحظه تولد تا مرگ , مشغول« رفتار کردن» هستیم . رفتار کلی از چهار بخش جدایی ناپذیر درست شده شده‌است : عمل , اندیشه , احساس و فیزیولوژی

هشت : رفتارها مدام باید در قالب فعل یا مصدر بیان شوند . به جای« من افسرده شده ام» بگوییم« من انتخاب کرده ام افسرده باشم» ; یا« خودم را افسرده کرده ام . »

نهم : رفتار همیشه انتخابی است . اما ما روی دو بخش فکر و عمل قدرت انتخاب داریم و فیزیولوژی و احساس , بعنوان تابعی از این انتخاب ما , تحت تأثیر قرار میگیرند .

دهم : تمام رفتارهای کلی , انتخاب هستند اما ما تنها بر مولفه های عمل و فکر بطور مستقیم و بر مولفه های احساس و فیزیولوژی بطور غیرمستقیم کنترل داریم , یعنی با انتخاب شیوه کار و فکرمان و به واسطه آنها احساسات و فیزیولوژی خود را هم می توانیم کنترل کنیم .

خودرو خویش در تئوری انتخاب

یکی ديگر از تعاریفی که ویلیام گلاسر در نظریه انتخاب مطرح کرد , ماشین رفتار بود که از 4 مؤلفه حس , فیزیولوژی , عمل و فکر درست شده شده‌است .

بر اساس عکس زیر دوچرخ جلو یعنی عمل و فکر همراستا هستند و میتوانند با هم زاویه پیدا نمایند . چرخ های عقب هم باهم موازي بوده و مسیر حرکت آن ها طابع چرخ های جلو است .

تئوری تعیین , تئوری گزینش چه میباشد

تمام رفتار انسان ها در قالب چهار جز زیر خلاصه می شود :

فکر – عمل – احساس – فیزیولوژی

همینطور در تئوری انتخاب انواع ازمونها مانند ازمون نیازها , ازمون توانایی ها , ازمون کیفیت ارتباط و ازمون سرمایه معنوی تعيين شده است تا بتوان در لحظه به حال خود احاطه داشت .

Related posts
روانشناسیروانشناسی زناشویی

همکار بودن باهمسر را چگونه مدیریت کنیم؟

روانشناسی

نئو و تحلیل این تست روانشناسی

روانشناسی

چرا گاهی مردان سکوت می کنند؟

روانشناسی

بدزبانی کودکان و تربیت آن

Sign up for our Newsletter and
stay informed

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *